محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
400
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و وقف الجاري منه لخشيته ) جهان با همه پديدههايش از درياها و موجودات زنده و . . . همه برپايه نظام خدادادى در جريان است . اين نظام هزاران سال است كه به همين صورت جريان دارد و ميليونها سال ديگر نيز بدون هيچ كموكاستى چنين خواهد بود . دانشمندان برمبناى همين نظام است كه مىتوانند قوانين پايدار طبيعت را كشف كرده و بشناسند . ( و جبل جلاميدها . . . ) خداوند صخرهها و كوهها را آفريد و پايههايشان را محكم ساخت و قلههايشان را برافراشت تا پايههاى زمين گردند و آن را از فروپاشى بازدارند . ( فجعلها لخلقه مهادا و بسطها لهم فراشا فوق بحر لجّيّ راكد لا يجري . . . ) احمد زكى در كتاب « با خداوند در آسمان » « 1 » مىنويسد كه بيشتر صخرههاى زمين درون آب قرار دارند و در بالاى صخرهها و آب ، لايهاى از هوا وجود دارد و ما آدميان و حيوانات و گياهان در اعماق اين سه پديده زندگى مىكنيم . انسان هوا را استنشاق مىكند و گياه پيكر خود را با آن مىسازد و ما انسانها با خوردن گياهان و حيوانات ، بدنمان را مىسازيم . . . ما در چنگ زمين هستيم و اين شيوه زندگى به سود ماست ؛ زيرا اگر انسان در زير زمين زندگى مىكرد ، فشار صخرهها او را از پا درمىآورد و اگر در آب مىزيستيم غرق مىشديم و اگر در بالاى آسمان زندگى مىكرديم نفس كشيدن برايمان سخت بود . بنابراين حكمت خداوند اقتضا كرده كه انسان با زمين پيوند خورد .
--> ( 1 ) . « مع اللّه في السماء » .